اینم چند عکس جدید از تابستان منطقه زیبای کلیبر(ارسباران)




قلعه بابك
قلعه بابك ، يكي از آثار زيباي قديمي است كه در منطقه آذربايجان در نزديكي شهر اهرو در شهرستان کلیبر قراردارد . بنا بر روايتها اين قلعه منسوب به بابك خرمدين است كه در هنگام قيام بر عليه دستگاه خلافت عباسي در قرن سوم هجري ساخته شده است . ساختمان اين قلعه بسيار محكم بوده و بر روي كوهي با دالانهاي تنگ قرار گرفته و در داخل آن اتاقهاي متعددي براي مقاصد گوناگون وجود داشته كه بعضي از آنها براي نگهداري اسلحه ومهمات و بعضي ديگر به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته است .

قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در 50 كيلو متري شمال شهرستان اهر و در ارتفاعات غربي شعبه اي از رود بزرگ قره سو قرار دارد ؛ منطقه اي كه به نام كليبر معروف است. بناي جمهور مركب از قلعه و دژي است بر فراز قله كوهستاني در حدود 2300 تا 2700 متر بلند تر از سطح دريا. اطراف اين قلعه را از هر طرف دره هاي عميقي با 400 تا 600 متر عمق فرا گرفته است و تنها از يك سو راهي باريك و صعب العبور جهت دسترسي به اين قلعه وجود دارد. مسافت راه كليبر به قلعه با اينكه از 3 كيلومتر تجاوز نمي كند ولي بسيار دشوار است و به هنگام عبور بايد گردنه ها و گذرهاي خطرناكي را پشت سر گذاشت. قبل از رسيدن به دروازه قلعه و ورود به بناي مستحكم دژ بايد از معبري عبور كرد كه به صورت دالاني است شكل گرفته از سنگهاي منظم طبيعي و تنها گنجايش عبور 1 نفر را دارد و دو نفربه سختي مي توانند از آن بگذرند. فاصله اين معبر تا باروي قلعه در حدود 200 متر است و مقابل آن قرار دارد. از همين نقطه است كه صعوبت راه و ابهت خاص اين قلعه رفيع و موقعيت خيره كننده آن بيننده را به اعجاب وا مي دارد. امتداد بصري معبر در نهايت به دروازه قلعه ختم مي شود و دقيقا" در راستاي آن قرار دارد كه باعث مي شود ورود هر تازه وارد و سپاهي و غيره از طريق دو برج ديده باني در سمت دروازه ورودي قابل رويت باشد. براي نفوذ به داخل تنها راه ورود دروازه اصلي است و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد. با گذر از دروازه ورودي و پشت سر گذاشتن بارو ، جهت رسيدن به دژ اصلي بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر صعود از ارتفاع را نيز به همراه دارد گذشت تا به مدخل ورودي قلعه رسيد ، مسيري صعب العبور كه از يك سمت مشرف به دره اي است با جنگلهاي تنك و ژرفايي در حدود 400 متر كه به صورت تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد . در تكيه گاههاي طبيعي اين ديواره ها و چهار جهت بنا چهار جايگاه براي ديده بانها به صورت نيمه استوانه ساخته شده اند. اينها مقر كوهبانيه ها و سربازاني است كه هر جنبنده اي را تا كيلومترها دورتر ، از فراز دره ها و كوهپايه ها زير نظر مي گرفتند. پس از صعود ، براي ورود به دژ اصلي از مدخل ديگري با پلكانهايي نامنظم بايد عبور كرد. طرفين مدخل دژ بوسيله دو ستون كاذب مشخص شده . بناي دژ كه دو طبقه و سه طبقه مي باشد پس از ورودي قرار گرفته است و پس از آن تالار اصلي وجود دارد كه اطراف آن را هفت اطاق فرا گرفته است، اطاقهايي كه به تالار مركزي را دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات ديگري مركب از اطاقها و آب انبارها ساخته شده است؛ سقف آب انبارها با طاق جناغي و گهواره اي استوار شده اند. محوطه داخلي آنها نيز بوسيله نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده و به هنگام زمستان از برف و باران پر شده و در تابستان و هنگام مضايق و محاصره ها از آب آنها استفاده مي شده است. در سمت شمال غربي دژ پلكانهايي سرتاسري وجود داشته كه اكنون ويران شده و قسمتهايي از آن بيرون خاك است و تنها راه صعود به بخشهاي مرتفع تر بناست . به لحاظ سوق الجيشي موقعيت استقرار بنا بر فراز قله به گونه ايست كه بيست نفر سپاهي قادر بوده اند هجوم يك سپاه صد هزار نفري را مانع شود و تلفاتي هم نداشته باشند، چه تيرو كمان و اسلحه معمول زمان را به سربازان و مستحفظاني كه بر بلندي موضع مي گرفتند به جهت بعد مسافت كارگر نمي افتاده است. بدون اين كه قصد اغراق در بين باشد موقعيت مستحكم قلعه و دژ، آن چنان اعجاب انگيز است كه از نبوغ نظامي و آگاهي كامل بنيان گذار آن حكايت مي نمايد. از همين جا بوده است كه بابك خرم دين و يارانش به مدت بيست و چند سال لشكريان عرب را كه به قصد محاصره و سركوب جنبش او آمده بودند در كوهها سرگردان و با شبيخون هاي خود آنها را از دم تيغ گذرانده و وادار به فرار مي كردند . ابوعلي بلعمي در ترجمه تاريخ طبري راجع به مكان بابك مي نويسد :
" ماويگاه او در كوههاي ارمينه و آذربايجان بود ، جايهاي سخت و دشوار ، كه سپاه آن جادر نتوانستي رفتن ، كه صد پياده در گداري بيستادندي ، اگر صد هزار سوار بودي بازداشتندي و كوهها و دربند ها سخت بود اندر يكديگر شده ، در ميان آن كوهها حصاري كرده بود كه آن را « بذ» خواندندي و او ايمن در آنجا نشسته بودي، چون لشكري بيامدي گرداگرد آن كوهها فرود آمدندي و بديشان راه نيافتندي و او آنجا همي بود تا روزگار بسيار برآمد، چون امن يافتندي يك شبيخون كردندي و خلقي را هلاك كردي و سپاه اسلام را هزيمت كردي تا دگر باره سلطان به صد جهد دگر باره لشكر گرد كردي و بفرستادي و بدين جملت بيست سال بماند و آن مردمان كه درآن كوهها بودند از دهقانان ، همه متابع او بودند گروهي از تتبع و گروهي از بيم ... "

جهت تطابق محل بابك خرم دين با بناي جمهور اشاره اي به چند نمونه از منابع تاريخي خواهيم داشت. بسياري از مورخين جايگاه بابك كوهستان "بذ" نام برده اند و برخي نيز آن را بذين ناميده اند. در كتاب معجم البلدان آمده است ؛ " بذ ناحيتي است در ميان آذربايجان كه بابك خرمي در زمان معتصم از آن برخاست" . احمد كسروي نيز در كتاب شهرياران گمنام از قول يعقوبي مي نويسد : " شهر بذ كه سپس به جهت خروج بابك خرمي در آنجا معروف گرديد در كنار رود ارس از اين سوي نهاده بود ... از روي تحقيقي كه ما كرده ايم بذ در خاك " قرجه داغ " كنوني در شمال و بالاسر شهر اهر يا اندكي مايل به شرق نهاده بوده است " مكاني را كه كسروي از قول خود و يعقوبي ذكر كرده با موقعيت فعلي كليبر تطبيق مي كند.
بدين ترتيب مي توان گفت قلعه جمهور كه از دوران قديم همچنان محكم و استوار بر رفيع ترين قله هاي آذربايجان خودنمايي مي كند به عنوان جايگاه بابك خرمدين و يكي از نمودهاي استقامت و پايداري ايرانيان جزو بزرگترين نمونه هاي معماري ايران محسوب مي شود.
بابك خرمدين از فرماندهان ايراني بود كه بيست و دو سال در مقابل اعراب مقاومت كرد و دست آخر خلفاي عباسي به طرز فجيعي دست، پا و گردن او را قطع كرده و بدنش را با كاه پر كردند و ازدروازههاي بغداد آويختند.
بابك از اين رو محبوب ايرانيهاست كه وقتي دست او را قطع كردند، چهرهاش را با خون آغشته كرد تا معتصم تصور نكند زردي رنگ رخسارش از ترس است. به او نماد مقاومت و ايستادگي ايرانيهاست. بابك پس از 20 سال مقاومت با خيانت يكي از سردارانش به نام افشين كشته شد. قلعهاي كه بابك در آنجا دستگير شد به نام خود اوست و تا امروز نيز باقي مانده است. موقعيت استراتژيكي و جغرافيايي اين قلعه و نفوذناپذيري آن در طي سالهاي جنگ با عربها سبب شده است كه قلعه بابك به يكي از بناهاي اسطورهاي تاريخ ايران تبديل شود«ابوعلي بلعمي» در تاريخ طبري در مورد اين قلعه مينويسد: «در ميان آن كوهها حصاري كرده بود كه آن را بذ خواندندي. او ايمن در آنجا نشسته بود و در آنجا همي بود تا روزگار بسيار برآمد و بدين جهت بيست سال بماند » .
با اينكه مسافت قلعه تا كليبر 3 كيلومتر بيشتر نيست اما راه آن صعب و دشوار و در عين حال رويايي و زيباست. شروع مسير قلعه از كنار هتل بابك در انتهاي جاده كليبر به قلعه است. هر چند آغاز مسير همانند تمام كوههاي ديگر فقط مسير صعودي است اما در ادامه بايد از گردنهها و كتلهاي خطرناك گذر كرد. 3 ساعت پيادهروي مدت زماني است كه از ابتدا تا خود قلعه بايد صرف كرد. پس از عبور از مسير ابتدايي كه پلهگذاري شده به دامنههاي بالاي كوه ميرسيم. جايي كه رفته رفته از زمين جدا شده و در آغوش ابرهاي مخملي جاي ميگيرد.
چشمانداز راست مسير قلعه، محل زندگي عشاير شاهسون است. سياه چادرهايي كه به دور از هياهوي زندگي شهري بر دامنه كوهستان مغرور ارسباران ميخ شدهاند. زندگي عشاير با جست و خيز برهها و پارس سگهاي نگهبان جاري است. مسير رفته رفته مشكلتر ميشود.
خرههاي بزرگ و كوچك درست در اواسط راه قرار دارند. قبل از اينكه به دروازه قلعه برسيم از معبري عبور ميكنيم كه به صورت دالاني از سنگهاي منظم شكل گرفته است. اين دالان كه به اصطلاح بزرو ناميده ميشود، فقط گنجايش عبور 2 نفر را دارد. از اين دالان كه بگذريم حدود 200 متر فاصله تا قلعه باقي است. از همين نقطه است كه سختي راه و جلال و ابهت قلعه، هر بينندهاي را دچار حيرت غرورآميزي ميكند.
براي نفوذ به قلعه راهي جز عبور از دالان نيست و شايد رمز پايداري بابك در مقابل اعراب همين دالان بوده كه مهاجمان نميتوانستهاند از آن عبور كنند. بارو را كه پشت سر ميگذاريم تا حدود يك صد متر ارتفاعي را از ميان صخرهها صعود ميكنيم كه باز هم امروز پلهگذاري شده و صعود از آنجا نيز آسان است. برگرد اين ستيغ سنگي، درهاي است كه با جنگلي تنگ و ژرف تا 400 متراز اطراف قلعه را احاطه كرده است.
چند قدم بيشتر تا قلعه باقي نمانده است. قلعه با هر قدم كه نزديك ميشويم بيشتر و بيشتر نمايان ميشود. دژي استوار به قدمت تاريخ كه نه در زمين بلكه در آغوش ابرها جاي گرفته است.
ساختمان دروني قلعه با ديوارهاي عظيمي كه دور تا دورش را احاطه كرده است احساسي به انسان ميدهد كه گويي فاتح عظيمترين بام جهان شده است. احساسي كه با صداي چكاچك شمشيرهاي تاريخ در هم ميآميزد و وجودت را فرا ميگيرد.
يك تالار، 14 اتاق بزرگ، جايگاه سربازان و اصطبل تمام آن چيزي است كه از قلعه باقيمانده. بر فراز برجهاي اين قلعه كه بايستيد، همه ارتفاعات و جنگلهاي اطراف زير پاي شماست. چشماندازي رويايي پوشيده از درخت و دشتهاي ارسباران.هر چند در سالهاي اخير اين قلعه بي مهريهاي زيادي از سوي برخي نهادهاي دولتي ديده است اما جمعهاي از جمعههاي سال نشان ميدهد كه هنوز هم ايرانيها به ميراث و تاريخ خويش وفادارند. اگر جمعههاي ديگر نيز در اطراف قلعه باشيد كوهنورداني را ميبينيد كه مصالح و سنگهاي لازم براي ترميم قلعه را با خود حمل ميكنند.
عظمت اين قلعه از فراز تيغ درهها و كوهها هر بينندهاي را مبهوت ميكند. دور تا دور ديوارههاي قلعه در عمق 500 متري جنگلي از درختان آلو، انجير، آلوچه، سيب، فندق، زغال و گردو وجود دارد و نهرهاي كوچك ميان جنگل كه از ارتفاعات جاري هستند، از ميان اين درختان گذشته و به باغهاي زراعي ميرسد.
براي نفوذ به قلعه حتما بايد از دالان گذشت، بارو را كه پشت سر ميگذاريم تا حدود يك صد متر، ارتفاعي را از ميان صخرهها صعود ميكنيم كه امروز پلهگذاري شده و بسيار آسانتر از گذشته است. بر گرد اين ستيغ درهاي است با جنگلي تنگ و ژرفايي تا 400 متر كه به صورت تيغه و تا ديوار قلعه ادامه دارد.
پيشينه اين قلعه به قبل از اسلام و دورههاي ساساني باز ميگردد. نوع معماری قلعه به سبك معماري مجموعه تاريخي سليمان، مربوط به دوره ساسانيهاست و با اينكه به وسيله عوامل طبيعي و انساني دستخوش تغييرات بسياري گرديده است، اما هنوز هم با شكوه، زيبا و پرابهت است.
ساختمان دروني قلعه از يك تالار اصلي، 4 اتاق كه هر يك به تالار راه جداگانه دارند و مدخل ورود به جايگاه و جايگاه سربازان تشكيل شده است. در زيرزمين قلعه نيز بقايايي از اصطبل موجود است.
بر فراز برجهاي اين قلعه كه بايستيد، همه ارتفاعات و جنگلهای اطراف زير پاي شماست و شما بر بلندترين نقطه منطقه ايستادهايد.چشم اندازی وسیع از کوههای پوشیده از درخت و دشتهای ارسباران. به راستي كه اين قلعه بسيار زيباست.
در سالهاي اخير ديوارههاي در حال ريزش پيبندي شده و بخشي از ديوارههاي بنا، تعمير و دوبارهسازي شده است. همچنين بخشي از پلههاي ورودي قلعه شيببندي و كانالكشي حوضچههاي آب كه در اطراف قلعه وجود دارد به پايان رسيده است.
دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري مدور از سنگهاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آنها، دژبانان به تمام جوانب قلعه اشراف دارند براي ورود به قصر قلعه، از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر ارتفاع از صخره بايد صعود كرد. در چهار سوي بنا، چهار برج ديدهباني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديدهبانان بود كه هر جنبندهاي را تا كيلومترها از فراز درهها و كوهپايهها زير نظر ميداشتند.
براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.
با گذر از دروازهي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي قلعه رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگلهاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.
پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكانهايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پارهاي جاها سه طبقه ميباشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آبانبارها ساخته شده است. محوطهي داخلي آن بهوسيلهي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر ميشد و آب مورد نياز دژنشينان را تامين ميكرد.
در سمت شمال غربي دژ، پلههايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخشهايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخشهاي مرتفعتر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آنجا به همه چيز و همهجا تسلط كامل داشتهاند. از همينجا بوده است كه بابك خرمدين آن دلاور بينظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسانكش عرب، يعني هارونالرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.
از آثار معماري و روش چفت و بست سنگها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، ميتوان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ و قلعه در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.
بدين ترتيب ميتوان گفت قلعه جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايهترين قلههاي آذربايجان خودنمايي ميكرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرمدين و يكي از نمونههاي استقامت و پايداري ايرانيان برابر عربها و جزو بزرگترين نمونههاي معماري ايران محسوب ميشود.
بابك خرمدين مرد اصيل ايراني كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد. او راه يعقوب ليث راه پيمود.
بابك ادامه دهندهي قيام خرمدينان اصفهان بود كه در سر سوداي عظمت دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطهي اعراب را پي گرفتند. اما قيامش به انجام نرسيد.


عکسهایی زیبا از طبیعت زیبای مکیدی واقع در کلیبر

مکیدی درسی
شهرستان کليبر يکي از 19 شهرستان استان آذربايجانشرقي مي باشد که خود شهرستان داراي سه بخش مرکزي – آبش احمد و خداآفرين است که آب و هواي کوهستاني و معتدل دارد .
موقعيت ارتباطي شهرستان :
o يک راه از شهرستان اهر به کليبر مي رسد که 60 کيلومتر بوده و جاده اي کوهستاني دارد .
o از کليبر يک راه کوهستاني به طول 65 کيلومتر به کرانه هاي ارس متصل مي شود .
o همچنين يک راه آسفالته از جلفا درست کنار رود ارس به منطقه مي رسد که در اسکانلو پايان مي يابد .
o يک راه از پارس آباد به منطقه مي آيد که در اسکانلو پايان مي يابد .
جاذبه هاي منطقه کليبر :
آنهايي که زياد سفر کرده اند مي دانند که زيباييهاي ارسباران بخصوص منطقه کليبر کم نظير و بسيار جالب و در ماه هاي ارديبهشت ،خرداد و تير ماه طبيعت زيبايي و توانايي خود را به نمايش مي گذارد . مراتع و کوهها و باغ ها و کنار رودخانه ها سراسر پر از رنگانگ مي گردد .
همه جا سر سبز و پر تلاوت مي شود در اين منطقه (کليبر) هر يک از فصول سال زيبايي خيره کننده اي دارد .
سياح غرب به نام ابن حوقل در سال 367 هجري از منطقه کليبر ديدن کرده و مي نويسد : سياه کويه (قره داغ ) کوهي بس بزرگ است و مردم آنجا به سيصد زبان تکلم دارند . در سراسر آن باغ ها و گلها و آبراهه ها و نيز فلاحان ديده مي شوند ، سرزمين پر برکت و حاصلخيز است چنانکه ميوه هاي آن هدر رود و خوردن آن رايگان است . در اين ناحيه هميشه ابر است و آفتاب کمتر مي تابد .
مقدسي سياح ديگر چنين مي نويسد :
چون اين سرزمين (منطقه کليبر) بزرگ و زيبا و پربرکت بود و انگور بود داراي نرخهاي ارزان ، درختان در هم کشيده ، نهرهاي روان ، کوههاي پر عسل ، دشتهاي آبادان ، دمن هاي پر از گوسفند مي بود و من برايش نامي نيافته و آنرا رحاب ناميدم اصحاب راس در آنجا بود . اصحاب الراس که در قرآن کريم از آن 2 بار نام برده شده است .
ابودلف درباره اين منطقه چنين مي نويسد :
در اين مکان آبها ي معدني وجود دارد که براي معالجه ي جرب مفيد است و د ربدين مکاني به مساحت سه جريب ديدم که مي گويند اين محل اقامتگاه مردان موقف الرجل مي باشد . و هر کس در آنجا بايستد و ا زخدا چيزي بخواهد دعايش مستجاب مي شود . در بذين انتظار ظهور مهدي را دارند و در پايين شهر رودخانه بزرگي جاري است و چنانچه بيمار مبتلا به تبهاي کهنه در آنجا شستشو دهد شفا يابد .
در اين ناحيه انار عجيبي بار مي آيد و من مانند آن را در هيچ شهري نديده ام . انجير بذيننيز عجيب است . کشمش را در انجا در تنور خشک مي کنند زيرا به واسطه فراواني مه آفتاب ندارد و آسمان آنجا صاف نمي شود .
از اين توصيف هاي سياحان گذشته چنين بر مي آيد که شهرستان کليبر از جمله معدود مکانها و مناطق روي کره زمين مي باشد که زيباييهاي سحرانگيزي دارد و ما را از ياد به ياد خدا و نعمتهاي او بر مي اندازد .
آثار باستاني شهرستان کليبر :
مهمترين اثر بجا مانده از تمدن هاي گذشته قلعه کوهستاني بسيار بزرگ و عظيمي است بر بالاي کوههاي محجور که کوهي بس صعب العبور است و ارتفاع آن از سطح دريا 3000 متر مي باشد و اين قلعه با اسامي مختلفي چون قلعه بذ ، قلعه مهجور ، قيز قالاسي ، کلي بر و قلعه بابک که به خاطر استقاده جاويدان و بابک ( رهبراه نهضت خرمدين ) از آن امروزه بيشتر به قلعه بابک معروفيت دارد .
از اين قلعه در طول تاريخ پادشاهان و عياران زيادي استفاده کرده اند .
موقعيت قلعه بابک طوري است که دسترسي بدان غير ممکن بوده و از دو راه مي توان به آن صعود کرد .
از اين قلعه مادها ، هخامنشيان _ ساسانيان و حکومت هاي ديگر استفاده کره اند . اين قلعه در 5 کيلومتري جنوب غربي کليبر قرار دارد .
قلعه بابک داراي 2 دروازه مي باشد . دروازه شمالي و دروازه غربي که اصلي ترين و پر ترددترين دروازه شمالي است که درست روبروي دالان ورودي که يک نفر بسختي مي تواند از آنجا بگذرد قرار دارد ، و دروازه غربي به عنوان دروازه فرعي محسوب مي شود و از رونق چنداني برخوردار نبود در کل از آثار پي به ماهيت خالقش مي بريم يعني صلابت قلعه و موقعيت آن گواه بر دفاع از وطن خود مي باشد که در متون تاريخي غير از جاويدان و بابک ديگر نام نيامده است .
خلاصه که گويند از آشيانه عقاب ، عقاب پر مي گشايد .
قلعه پيغام :
اين قلعه در 10 کيلومتري جنوب کليبر در نزديکي روستاي پيغام بر بالاي کوهي که از سه طرف آن پرتگاه است و رود بزرگ کليبر از پاي اين کوه مي گذرد قرار گرفته است . از ساختمانهاي قلعه و ديوار آن آثار کمي باقي مانده است و حفاران و دزدان آثار باستاني همه چيز را تخريب کرده اند .
مصالح بکار رفته در برج باروها و سيستم نگهداري آي و آب انبار مشابه قلعه بابک و قلعه آوارسين مي باشد . باستان شناسان تاريخ اين قلعه را به دوران قبل از اسلام و اشکانيان نسبت داده اند .
اين قلعه بر تمامي راههاي ورودي و خروجي شهر تسلط داشته و تنها راه قديم و جديد از کنار آن مي گذرد .
همانطور که از اسم اين قلعه بر مي آيد وظيفه آن نگهباني در درب ورودي شهر بزرگ و باستاني بر BAR يا کليبر کنوني بوده است .
قلعه کردشت :
روستاي کردشت در ساحل رود ارس و داخل دره ارس قرار دارد و در سمت شمال آن کوههاي سنگي و صخره اي ارمنستان قرار گرفته است . حصار و قلعه کردشت در دامنه کوه و از خشت و گل ساخته شده است . اين قلعه را نمي توان با ساير قلعه ها مقايسه کرد زيرا بر خلاف ساير قلعه ها بر بلندي کوه هاي بلند جاي نگرفته است . از اين حصار و روستاي کردشت عباس ميرزا در زمان جنگ هاي ايران و روس استفاده زيادي کرده و مدت مديدي در همين محل پناه گرفته است .
حمام کردشت :
در روستاي کوچک کردشت حمام بزرگي مشابه حمام يک شمع اصفهان با همان سبک و سياق ساخته شده است . شکي نيست که معماران و مهندسين هر دو حمام يکي بوده و گرم کردن به يک شيوه بوده است . ساختمان ، زيرزمين و فقط نور گيرها بالاي زمين بوده است . حمام اطاقهاي متعدد و بزرگي داشته و بنظر مي رسد که در زمان استهمام به چند صد نفر کافي بوده است . سنگ ستونها و سر دربها با مهارت تراشيده شده و همه جا گچ بري و تذهيب شده است . گچ بري ديوارها و سقفها بسيار زيبا و ديدني است . تيان ( ديگ بزرگ گرم کردن آب ) هنوز پا بر جاست و در زير يا کنار آن محل مخصوص نگهداري و سوزاندن هيزم يا زغال ديده نمي شود . مي توان گفت که اين حمام مثل ساير حمامهاي شاه عباس و شيخ بهايي با يک شيوه آب را گرم مي کردند و شايد از انرژي خورشيدي استفاده مي کردند . راه ورودي حمام از پشت بام و 11 پله تا هشتي اول همچنان برقرار است . هشتي 130 متر مربع است و محل استهمام يک هشت ظلعي که هر ظلع آن 4 متر و ارتفاع آن 8 متر است تشکيل شده است .
قصر يا کانتور وينه :
روستي وينه مرکز دهستان منجوان از بخش خداآفرين است که طبيعت بسيار زيبا و خاطره انگيز دارد .
روستاي وينه تا 10 سال پيش هنوز ارمني نشين بوده است . در ورودي ده بر بلندي کوهي که به رود ارس و قسمت قره باغ و راه اصلي کنار ارس تسلط دارد خرابه هاي قلعه وينه به چشم مي خورد .
قصر باشکوه کانتور متعلق به ارمني ثروتمندي به نام طومانيانس بوده (دوران قاجاريه ) که محل نگهداري غلات و احشام و همچنين محل زندگي در اطاقهاي متعدد به چشم مي خورد . قصر کانتور در دو طبقه و از سنگهاي تراشيده شده به شکل مربع ساخته شده است . تاريخ ساخت يا تعمير آن در سر درب ورودي سال 1907 ميلادي را نشان مي دهد . ساختمان اين بنا شباهت زيادي به کليساي سنت استپانوس در جلفا دارد و بي شک قسمتي از ساختمان به عنوان کليسا کاربری داشته است .
بقعه شيخ شعيب – دوزال :
اين بقعه در داخل روستاي دوزال بر بالاي تپه اي واقع شده است . روستاي دوزال در جنوب ارس قرار گرفته است . سبک معماري قدمت آن را به قرن هفتم منسوب مي کند . اين بقعه زيارتگاه عده زيادي از مردم منطقه است و بقعه شیخ شعيب به صورت برفي هشت ضلعي و از آجر به ارتفاع 8 متر ساخته شده که در داخل بقعه چند قبر وجود دارد .
پل هاي خدا آفرين (حسرت کورپوسي):
يکي از آثار قديمي و مهم شهرستان کليبر پل هاي قديمي و تاريخي خداآفرين مي باشد . در نزديکي روستاي خمارلو دو پل قديمي به چشم مي خورد که يکي خراب شده ولي ديگري تعمير شده است و هنوز هم براي پياده قابل استفاده است . طول پل سالم 160متر است که 120 متر متعلق به ايران و 40 متر متعلق به جمهوري آذربايجان است . محل پل ها تنگ ترين معابر رود ارس مي باشد که بستر سنگي دارد ولي ساير جاهاي محل عبور رود آهکي و نرم است که در آن زمان براي ساختن پل توانايي و امکانات نداشتند . عده اي ، از پل به نام پل کيخسرو – عده اي عده اي به نام پل کوروش و يا سيروس خوانده اند . در کتاب هاي تاريخي آمده است که اعراب نيز براي فتح قفقاز از پل ها استفاده کرده اند . همچنين پادشاهان امراي زيادي در طول تاريخ آن را تعمير کرده و ازآن استفاده کرده اند که از جمله آ ن پادشاهان : الجایتو سلطان - شاه خدابنده – آقا محمدخان قاجار – جلال الدين ملکشاه و ...
مسجد جامع کليبر :
مسجد جامع کليبر در مرکز شهر قرار دارد . طول بنا 50 متر عرض آن 30 متر مي باشد مسجد داراي گنبدي بزرگ است که در گذشته مناره اي به ارتفاع 45 متر و قطر 17 متر داشته که تا سال 1330 شمسي پابرجا بوده . اين مناره به علت بمباران روس ها در شهريور 1320 آسيب ديده و در سال 1330 فرو ريخته است .در وسط اين مسجد درخت داغداغان تنومندي رشد کرده و سر از وسط مسجد بيرون برآورده بود که در سال 1340 شمسي توسط امناء مسجد معدوم شده است .
قصر آئينه لو :
از ذيگر جاذبه هاي تاريخي و مهم و جذاب شهرستان قصر آئينه لو مي باشد . اين قصر در ته يکي از دره ها در روستاي آئينه لو قرار دارد اين قصر به ثروتمند معروف ارمني دوران قاجاريه (طومانياس) بوده است .از ساختمان با عظمت آن امروزه چيزهاي زيادي باقي نمانده است . بناي نيمه سالم و باقي مانده اين عمارت که در جهت شمال جنوب ساخته شده است در حدود 12*20 متر مي باشد که قسمت جنوبي آن از در اصلي تا جنوب 5/6 متر مي باشد اين ساختمان 3 طبقه يعني (قسمت جنوبي) سه طبقه ولي بقيه ساختمان ها 2 طبقه مي باشد . نامگذاري اين قصر به نام آئينه لوبه خاطر سقف فلزي و درخشندگي بيش از حد آن بوده و چون مردم براي اولين بار شاهد اين چنين سقفي مي شدند آن را آئينه لو ناميدند .
برج خان باغي :
اين ساختمان هشت ضلعي در نزديکي روستاي خان باغي و در کنار جاده کليبر به ساحل ارس قرار گرفته است و تا سال 1368 پابرجا بوده . ولي متاسفانه دزدان آثار باستاني اين برج را به کلي معدوم کرده اند . بناي برج به قرن هفتم يا هشتم منسوب مي گردد . ارتفاع برج 8 متر و عرض هر ضلع آن 7/1 متر بوده است . برج مشابهي در داخل شهر کليبر در بالاي کوه فرخي و برج مشابه ديگري در روستاي دوزال و همچنين برج مشابهي در قشلاق قارلوجه پابرجا مانده است .
ديدنيهاي ديگر منطقه کليبر :
در اينجا به دليل کمبود وقت نتوانستم تمام ديدنيها را بطور مجزا معرفي کنم ولي به طور خلاصه نام آنها را ذکر خواهم کرد :
1. برج اميد : که خرابه يک ساختمان باقي مانده از دوران زرتشتي در کليبر است که برجي به ارتفاع 50 متر در کنارش تا سال 1365 وجود داشته است .
2. برج سفيد (آق بوش) : که در کنار منبع آب در شهر کليبر قرار دارد که متعلق به دوران زرتشت بوده است .
3. برج روستاي آس : که يک برج سنگي شش ظلعي و دو طبقه دارد .
4. امامزاده کليبر : دراخل شهر کليبر در سال 1290 هجري شمسي احداث گرديده است .
5. حمام کليبر : روبروي مسجد جامع کليبر و زير زمين احداث شدهاست و تنها نور گير ها که حالت گنبدي شکل دارند در روي زمين ديده مي شود که شبيه حمام اصفهان بوده و تا سال 1352 استفاده مي شده است .
6. دژ خانلار خان : يک دژ مستحکم در بالاي شهر کليبر بوده که مرکز حکومتي کليبر در گذشته بوده است . که قسمت عظيم آن تخريب شده است .
7. زيارتگاه هاي کليبر : مقبره شيخ الظنون زاويه درروستاي زاويه که يکي از عرفا بوده است . زيارتگاه علم لي بابا در دامنه گوه ديورو – پير گدوک – پير بديل که هر دو در بالا شهر بودهاند . قره ملک – بقعه شاه قاسم که در نزديکي روستاي عبدالرزاق قرار دارد . بقعه شيخ عبداله انصاري در داخل شهر بالاتر از مسجد امام زاده قرار دارد .
8. تپه نادري : در ساحل رود ارس بين روستاي اصلاندوز و جعفر قلي اوشاقي که محل تاج گذاري نادر شاه مي باشد .
9. قلعه هاي ديگر مثل : قلعه فرخي در داخل شهر بالاي کوه فرخي – قلعه آغويه در کنار روستاي آغويه بر بالاي کوه – قلعه آوارسين – قلعه کندي در روستاي قلعه کندي
10. روستاي تاريخي اوشتبين
11. گذرگاه شاخه فرعي جاده ابريشم از روستاي کيارق در 2 کيلومتري کليبر .
12. کاروانسراي شاه عباسي در 5 کيلومتري جاده کليبر – جانانلو
جاذبه هاي طبيعي شهرستان کليبر :
قلعه دره سي : قلعه دره سي در 3 کيلومتري جنوب غرب شهرستان در جوار سپهر حماس قلعه بابک قرار دارد . در اين مکان علاوه بر سر سبزي و خرمي آبشار هاي بلند از آب چشمه هاي کوهستانهاي بذ وجود دارد که همه کس را بيشتر شيفته خود مي سازد . روح نوازي انواع پرندگان کوچک و بزرگ در دل جنگل در شب و روز نوازشگر گوش گردشگران عزيز مي باشد . اين تفرجگاه محل زندگاني پرندگاني مانند کبک و پرندگان شکاري مانند شاهين و همين طور پرندگان خوش الحال مي باشد که هر ساله پذيراي هزاران هزار ميهمان داخلي و خارجي با طبيعت خود مي باشد .
و همچنين جشني که بهعنوان روز انس با طبيعت و تجليل رشادتهاي دلاور آذربايجان به هدايت ارشاد اسلامي و برقراري نظم توسط نيروي انتظامي دراين مکان مي باشد .
به طور کلي با توجه به کمک مسئولين بخصوص شهرداري و فرمانداري و شوراي اسلامي شهر کليبر امکاناتي از جمله هتل – اتاقکهاي پيش ساخته – چادر – سرويس بهداشتي – آب و برق و تلفن ايجاد شده است تا گردشگران عزيز بتوانند نيازهاي اساسي خود را بر طرف کنند .
پارک جنگلي مکيدي :
روي هم رفته هر چه از شرق شهرستان کليبر به غرب يا شمال نزديک شويم به انبوهي جنگل افزوده و نواحي استپي جنگل کاسته مس شود . يکي ديگر از جاهاي با صفا و دل انگيز به دليل وجود چشمه سارهاي فراوان و آب و هواي خوش پذيراي گردشگران مي باشد پارک جنگلي و طبيعي مکيدي است .
اين تفرجگاه درست در پشت کوهستانهاي جاويدان قرار دارد راهي که بدانجا منتهي مي گردد از راه آسفالته قلعه بابک که بعد از گذر از روستاي شجاع آباد ، هجراندوست ، و آغويه و علي آباد به اين مکان مي رسد . اين مکان با داشتن چمن زار هاي معطر در دل جنگل جاي دنج و آرامي براي آرامش و استراحت عاشقان طبيعت فراهم ساخته است .
وجود ميوه هاي گوناگون همچون گردو ، فندق ، تمشک و ذغال اخته و همچنين زمزمه پرندگان طبيعت همران با نسيم محلي چشم و دل هر رهگذر را نوازش مي کند.
گسترده اين پارک از قلعه درسي آغاز ميشود و تا جنگلهاي آينالو در کنار ارس ادامه ميابد در ارتفاعات اين تفرجگاه انواع گونه هاي گياهي که مثل اينکه کلکسيوني از گياهان دارويي و صنعتي ميباشد مانند: آويشن – کهليک اوتي – شيرين بيان –بومادران و ... که براي بيماري مختلف مانند سرماخوردگي – سينوزيت و ... مفيد ميباشد باعث شده است که به جاذبه هاي اين پارک افزوده و براي جمع آوري گياهان مردم بيشتر مجذوب و شيفته ي اين پارک گردند.
آبهاي گرم شهرستان کليبر:
تمام آبهاي زيرزميني اعم از آب گرم و سرد روزنه اي از قشر زمين را براي روانه شدن در روي سطح زمين به خود اختصاص داده اند که مخلوطي از مواد معدني و املاح زيرزميني است که براي درمان بيماريهاي روماتيسم – گرفتگی عضله و جلدي بسيار مناسب است.
درمان با آب موضوع تازه و جديد نيست و از گذشته ي دور وجود داشته .
شهرستان کليبر هم از اين موهبت الهي بي بهره نبوده و تعدادي از آب گرمهاي در اين منطقه وجود دارد. در نزديکي آبش احمد يکي از بخشهاي شهرستان کليبر در ميان کوهسارها آبگرمي به نام متعلق و يئل سويي وجود دارد که درجه حرارت آن در چشمه خودجوش 80 درجه سانتيگراد ميباشد. که آب آن با لوله هايي به حمام زنانه و مردانه که سواي هم هستند منتقل ميشود.
در اين حمام ها استخرها و دوشهاي و وانهايي گذاشته اند که هر ساله هزاران توريست را براي گردش و درمان بيماريهاي مختلف به خود جلب ميکند.
از ديگر استعدادهاي بالقوه شهرستان وجود آب معدني بالاسه که در روستاي بالاسنگ قرار دارد ميباشد که از لاي سنگهاي قرمز و به رنگ مس ميجوشد که براي انداختن سنگ کليه و سنگ مثانه به کار ميرود اگر بتواني يک هفته از آب آن بخوري فورا سنگ را مي اندازد.

موقعیت جغرافیایی و نقشه کلیبر
************************************************************************
- آبهای سطحی و زيرزمينی، رودخانهها، درياچه، مرداب، تالاب، كانال آب، موقعيت مسيلهای ناحيه
به طور كلی منطقه از لحاظ منابع آب بسيار غنی می باشد كه يكی از علل آن كوهستانی بودن منطقه است كه هنگام گذار توده هواهايی كه از مديترانه در بستر بادهای غربی و سيبری می گذرند و دارای رطوبت كافی هستند. هنگام رسيدن به نقاط مرتفع و فراهم شدن شرايط بارندگی به صورت برف و باران رطوبت خود را از دست داده و منطقه كليبر و به طور كلی استان آذربايجان شرقی را از منابع آب غنی می سازند.
رودخانهها: پیغام، ایلگنه چای، قورو چای، قره سو، مرز رود، سامبوران چايی، زنگول، عليرضا چای، اهرچای، اسگنه چای. ايلقنا، مردانقم چايی و بلاخره كليبر چايی و ... .
در اينجا به توضيحي در خصوص برخي از اين رودخانه ها مي پردازيم:
کلیبر چایی، از کوههای هشتادسر، کوههای پیغام، کوههای شیور سرچشمه گرفته که در نهایت در کلیبر به یکدیگر می پیوندند. رودخانه سیلن (سيلن چایی) واقع در دهستان گرمادوز، از ارتفاعات مشرف به آباديهای ميدانلار و گلی پايين سرچشمه می گيرد و رو به شمال جريان می يابد. اين رود پس از پيوستن به رودهاي محلی، در نزديكی آبادی لاريجان بالا به رودخانه ارس می ريزد. طول اين رودخانه تا رود ارس در حدود 45 كيلومتر است.
رودخانه دوزال (دوزال چایی) از شمال ايری داغ (كوه بزرگ)، جلاداغ و آغ داغ به ارتفاع 2800 متر كه دامنه های جنوبی آن مشرف به جلگه تبريز است، در دهستان ديزمار غربی، سرچشمه می گيرد و در قسمت بالا «ايری چای» خوانده می شود. اين رود پس از عبور از روستای ايری، از مجرايی سنگی می گذرد و از سواحل چپ و راست خود در حدود 16 رودخانه كوچك و بزرگ را به خود جذب می كند و از سمت راست روستای دوزال به رود ارس می پيوندد. رودخانه القنا (القنا چای) در دهستان حسن آباد (حسنو) شهرستان كليبر، از ارتفاعات قرخلار، بالای آبادی های پارالوجه و آرناليق، سرچشمه گرفته و رو به شمال جريان دارد و در مسيرش رودخانه های كوچكی نيز به آن می ريزند. این رودخانه در 5/1 كيلومتری آبادی آلاجوجه در منطقه اشتوبين در نوار مرزی به رود ارس می پيوندد.
معادن معدنی وزير زمينی ناحيه.
یک معدن «نفلین سیلینیت» در دره پیغام وجود دارد که کارخانه اش در همان نزدیکی در روستای یوزبند احداث شده است که تا حدود زیادی به اقتصاد منطقه کمک می کند.
معادن معدنی شامل: نفلين سيلینيت، سنگ آهك، ذغال سنگ و لاشه و مالون می باشد.
معادن فلزی که آلومینیم، مس، آهن، نقره، مولیبدن. معادن غیر فلزی مثل ذغال سنگ قارا داغلو (نام روستا) و ساری یاتاغ، سنگهای تزئینی منطقه خداآفرین، مجید آباد، ونه آباد، شیورداغ، اطراف جاده مشگین شهر، حوالی کلیبر ذخایر عظیمی را تشکیل می دهند. شایان ذکر است نفلین سیلینیت به عنوان ماده اولیه صنایع شیشه سازی و سرامیک کاربرد دارد. این ماده معدنی در صنایع شیشه سازی جایگزین فلداسپات و قسمتی از موارد قلیایی گردیده و به عنوان روان ساز عمل می کند. در صنایع سرامیک، در تشکیل بدنه کاشی، سرامیک، لعاب چینی کاربرد داشته و به آنها حالت شیشه ای داده که در استحکام بخشیدن بدنه آنها نقش مهمی ایفا می کند.
شاخص هاي استخراج شده از زيج حياتي خانه های بهداشت شهرستان کلیبر
· کاهش درصد گروه سنی زیر یکسال و زیر پنج سال
· کاهش گروه سنی زیر 15 سال
· افزایش گروه سنی 15 تا 64 سال
· افزایش گروه سنی 65 سال به بالا
· کاهش درصد سرباری
· کاهش میزان موالید خام
· کاهش رشد طبیعی جمعیت
· کاهش میزان باروری عمومی
· افزایش زایمانهای ایمن (زایمان در بیمارستان با تسهیلات زایمانی)
· کاهش درصد زایمان در منزل
· نبود مرگ و میر مادران باردار
· کاهش درصد دوقلوزائی
· کاهش مرگ ومیر کودکان زیر یکسال
· کاهش مرگ و میر نوزادان
از این موارد، نتایج زیر مشخص می شود:
1. کاهش جمعیت روستاها و افزایش حاشیه نشینی در شهرها و رشد منفی جمعیت در روستاها.
2. افزایش مرگ ومیر کودکان زیر 5 سال.
3. افزایش درصد مرده زائی.
4. افزایش درصد متولدین با وزن کمتر از 2500 گرم.
5. مطابقت نداشتن میزان مرگ خام با استاندارد ارائه شده توسط اداره ثبت احوال و سازمان جهانی بهداشت که میزان 6 الی 7 در هزار می باشد.
